وقتی غزل به عشقِ تو آغاز می شود
بال وُ پَـرِ پـریدنِ من باز می شود
وا می شود زبانِ قلم می شود غزل
دارد غَزل نوشته اَم اِعجاز می شود
هیچم ولی همین که تو را می زنم صدا
عرشِ خدا اسیرِ همین ساز می شود
لطفِ خـداست نوکـری آلِ فاطمه
پس صوتِ دلخراشِ من آواز می شود
این نابَلَد همین که به مضمونِ تو رسید
استادِ فَـنُّ و قافـیه پَرداز می شود
تو آمدی وُ سامـره شد سُـرِّ مَن رَایٰ
دارد زمان زمانه یِ پرواز می شود
آقا مرا مسـافرِ سردابِتـان کنید
با یک نگاه زائرِ چِشمانِتان کنید
جان می دهم برایِ همین لحظه یِ وصال
بیداری اَم کـنارِ تو شیرین تر از خیال
حس می کنم کنارِ تواَم پایِ پرچَـمَت
بیخودکه نیست اینهمه احساس وُ شور وُ حال
یاایـُّهاَ العَـزیز به کامَـم عسل بریز
آقا بِدِه جـوابِ مرا پیش از سوال
کِی می شود که سر بِگُذارم به پایِ تو
پس کِی به این گدایِ حرم می دهی مَجال
زیباترین سروده یِ شبهایِ شعـرِ ما
اِی کاش اِتصّـال شود ختمِ اِنفِـصال
باران که می زند به خودم می دهم اُمید
آمـد نویدِ آمـدَنَت با همـین رِوال
باران زد وُ هـوایِ دلم روبه راه شد
خورشید مستِ دیدنِ این قُرصِ ماه شد
ای قرصِ ماهِ فاطمه قَدری سخن بگو
عجـِّل علیٰ ظهورِکَ یابن الحـسن بگو
روزِ کـمالِ دینِ خـداوند آمده
از دلبرِ زمیـن وُ زمان یارِ من بگو
از آرزویِ تَک تَکِ خـدمـتگزارها
از آخرین ولی وُ یَلِ بُت شِکن بگو
از مهربانی نَبـی وُ هیـبَتِ عـلی
از مادر وُ دعایِ حسین وُ حسن بگو
از لحظه هایِ راز وُ نیاز وُ عبادَتَش
از علمِ باقری وُ صداقت. سخن بگو
از کَـظمِ غِیـظِ کاظمی وُ رأفـتِ رضا
از جود وُ از هدایت وُ از حُسنِ ظَن بگو
آمد چکـیده یِ همه یِ خلقَـتِ خدا
هفت آسمان نشسته سرِ راهِ سامرا
دارد دوباره می رسد از سامرا خبر
داده به لطفِ حق شجـرِ سامرا ثَمر
دور از دو چشمِ توطئه وُ فتنه وُ نِفاق
دارد عروسِ فاطمه بَر دامَنَش پسر
از رویِ انتظارِ ظهورش چقدر خوب….
تشخیص داده می شود اِنگار خیر وُ شر
یا جامِعُ الائمـّه.وَ یا کاشف الکروب
اِی نور چشم فاطمه مهدیِ منتَـظَر
نادِ علی بگـو وُ به دادِ دلم برس
یا فارِسَ الحِجاز. علمـدارِ دادگر
هر کس خدا برایِ خودش انتخاب کرد
بی سر به شوقِ دیدنِ تو می دَوَد به سَر
آقا اگـر اِشاره کنی می دَهَـم سَرَم
مُردَن به عشقِ توست همان نذرِ مادرم
آقـا تمـامِ ایل وُ تَـبارم فدایِ تو
یک عمر گفته اَم که بمیرم برایِ تو
قرآن بخوان کمی دلِ داوود را بِبَر
رویایِ اهـلِ عـرش شده ربَّنـایِ تو
یوسف هزار بار صدا زد که جانِ من
قـربانِ یک نگاهِ تو وُ رونَـمایِ تو
تو آمدی شبیهِ عمو سفره وا کُنی
حاتم شود گدایِ تو در سَرسَرایِ تو
یک سالِ دیگر از تو شدم دور دلبرم
این مبتـلایِ تو شده درد وُ بلایِ تو
آقا بیا وُ حـالِ مرا رو به راه کن
تا عاشقانه پَر بزنم در هـوایِ تو
عالَم به شوقِ آمَدَنت ندبه خوانِ توست
چشم انتظارِ تو حـرمِ عمّه جانِ توست
حسین ایمانی




طبقه بندی: ولایت، ظهور، امر به معروف و نهی از منكر، سیاسی و اجتماعی، مناسبت ها، شعر آئینی و عاشورایی،

تاریخ : شنبه 31 فروردین 1398 | 03:00 ب.ظ | نویسنده : علی مطیعی | نظرات
در اربعین حسینی علیه‌السلام، حسینیه‌ی امام خمینی رحمه‌الله میزبان هیئت‌های دانشجویی از سراسر کشور بود و دانشجویان دلداده‌ی حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام و اصحاب باوفای ایشان، در حضور رهبر معظم انقلاب اسلامی به عزاداری پرداختند.

رهبر انقلاب اسلامی پس از عزاداری دانشجویان در سخنان کوتاهی، دل‌های پاک، احساسات صادقانه و ایمان زلال جوانان مؤمن را زمینه‌ساز جلب تفضلات الهی خواندند و برای دستیابی ملت ایران به همه‌ی اهداف بزرگ و آرمان‌های بلند اسلام و انقلاب اسلامی دعا کردند.
همچنین در این مراسم، حجت‌الاسلام سعدی در سخنانی اربعین را روز بازخوانی سنت الهی مبنی بر تحقق پیروزی جریان حق و شکست دشمن دانست و گفت: پایه‌های تمدن حسینی علیه‌السلام بر اساس ارتباط با خدا و تسلیم در برابر حق، زیارت اربعین و ایستادگی در برابر استکبار شکل گرفته است.
آقای سعدی، تمدن‌سازی با محور اربعین را وظیفه‌ی دانشگاه و نخبگان حوزوی و دانشگاهی خواند و افزود: رسیدن به تمدن نوین اسلامی مبتنی بر اربعین و فرهنگ حسینی علیه‌السلام باید مسئله‌ی امروز دانشگاه باشد.
در این مراسم، آقای میثم مطیعی نیز به ذکر مصیبت و نوحه‌خوانی پرداخت.
در پایان مراسم، دانشجویان نماز ظهر و عصر را به امامت رهبر انقلاب اسلامی اقامه کردند.




طبقه بندی: ظهور، ولایت، عاشورا، امر به معروف و نهی از منكر، سیاسی و اجتماعی،

تاریخ : شنبه 12 آبان 1397 | 09:24 ق.ظ | نویسنده : علی مطیعی | نظرات
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی ظهر یکشنبه در دیدار رئیس و مسئولان سازمان پدافند غیرعامل کشور با اشاره به اهمیت روزافزون پدافند غیر عامل در مقابله با تهدیدهای نوشونده‌ی دشمنان، تأکید کردند: در مقابل شیوه‌های پیچیده‌ی تهاجم دشمنان، پدافند غیرعامل نیز باید کاملاً هوشیار و جدی باشد و به‌صورت علمی، دقیق، به‌روز و همه‌جانبه، عمل و با هرگونه نفوذ مقابله کند.


حضرت آیت‌الله خامنه‌ای توجه مسئولان در همه‌ی بخش‌ها به اهمیت پدافند غیرعامل را لازم دانستند و افزودند: اگر مدیران کشور اهمیت این مسئله را درک نکنند و پدافند غیرعامل به‌طور شایسته توسعه پیدا نکند، کشور در معرض تهدیدهای بعضاً غیر قابل جبران قرار خواهد گرفت؛ بنابراین مسئولان بخش‌های مختلف کشور -چه بخش‌های نظامی و چه بخش‌های غیر نظامی- باید با پدافند غیرعامل همکاری کامل و لازم انجام دهند.

 




طبقه بندی: ظهور، ولایت، ولایت، ولایت، ولایت، ولایت، بزرگان، مرگ بر اسرائیل، مرگ بر اسرائیل،

تاریخ : شنبه 12 آبان 1397 | 09:14 ق.ظ | نویسنده : علی مطیعی | نظرات

شبه به نیمه رسیده بود و خواب به چشمانم نمی‌آمد و درگیر فکر و خیال شده بودم. با خود گفتم: «شب جمعه شایسته است که به سرداب مقدس بروم، زیارت ناحیه مقدسه را بخوانم و حاجات خود را از آن حضرت بخواهم. با آن که کمی خطرناک است و امکان دارد از ناحیه کسانی که دشمنی قلبی با اهل بیت پیامبر(ص) و شیعیان دارند مورد تعرض واقع شوم. هر چند که بهتر است با چند نفر از همراهان به آنجا بروم ولی این موقع شب شایسته نیست باعث اذیت دوستانم بشوم و اگر تنها بروم بهتر امکان درد و دل با آقا را دارم. »
با این افکار از جایم برخاستم، وضو گرفتم و به آهستگی از حجره خارج شدم. شمع نیم سوخته‌ای که به روی طاقچه راهرو بود را در جیب گذاشتم و به سمت سرداب مقدس راه افتادم. همه جا تاریک بود و سکوت مرگباری را در سرتاسر مسیر احساس می‌کردم. قبل از ورود به سرداب مقدس، لحظه‌ای ایستادم و درگی نمودم. درب سرداب را به آهستگی به داخل هل دادم و پا به داخل گذاشتم و با احتیاط از پله‌ها پایین رفتم. انعکاس صدای پایم، مرا کمی به وحشت انداخت. به کف سرداب که رسیدم شمع را روشن کردم و مشغول خواندن زیارت ناحیه مقدسه شدم.
بعد از مدت کمی صدای پای شخصی را شنیدم که از پله‌ها پایین می‌آمد. صدای پاهایش درون سرداب می‌پیچید و فضای ترسناکی ایجاد می‌کرد. خواندن زیارت ناحیه را رها کردم و رویم را به سمت پله‌ها برگرداندم. مرد عرب ژولیده و درشت هیکلی را دیدم که خنجری در دست داشت و از پله‌ها پایین می‌آمد و می‌خندید؛ برق چشمان و دندان‌ها و خنجرش، ترس مرا چند برابر کرد و ضربان قلبم را بالا برد. دستم از زمین و آسمان کوتاه بود و عزرائیل را در چند قدمی خود می‌دیدم. احساس می‌کردم لب‌ها و گلویم خشک شده‌اند؛ عرق سردی بر پیشانی‌ام نشسته بود و نمی‌دانستم چکار کنم. پای مرد خنجر به دست که به کف سرداب رسید،‌ نعره زنان به سوی من حمله کرد و در همان لحظه شمع را خاموش کردم و پا به فرار گذاشتم. آن مرد نیز در تاریکی سرداب به دنبال من دوید و گوشه عبای من را گرفت و با قدرت به سوی خود کشاند.
در آن لحظه به امام زمان (عج) توسل نمودم و بلند فریاد زدم: «یا امام زمان». صدایم درون سرداب پیچید و چندین بار تکرار شد که در همان لحظه مرد عرب دیگری در سرداب پیدا شد و رو به مردم مهاجم فریاد زد: «رهایش کن» و بلافاصله مرد عرب قوی هیکل، بی‌هوش بر زمین افتاد و من نیز که تمام توانم را از دست داده بودم دچار ضعف شدم. در حالی که می‌لرزیدم به زانو درآمدم و به روی زمین افتادم.
کمی بعد احساس کردم فردی مرا صدا می‌زند. چشمانم را که باز کردم دیدم شمع روشن است و سرم به زانو مرد عربی است که لباس بادیه نشینان اطراف نجف را بر تن دارد. هنوز در فکر مرد مهاجم بودم، نگاهم را که برگرداندم، دیدم همچنان بی‌هوش در وسط سرداب افتاده است. خواستم برخیزم و بنشینم اما رمق نداشتم. مرد عرب مهربان، چند دانه خرما در دهانم گذاشت که‌ هرگز خرما یا هیچ غذای دیگری با آن طعم و مزه نخورده بود.
در حالی که سر به زانوی آن مرد داشتم به من گفت: «خوب نیست در مواردی که خطر تو را تهدید می‌کند ‌تنها به اینجا بیایی، بهتر است بیشتر احتیاط کنی. اگر تعدادی از شیعیان حداقل روزی دوبار به حرم عسکریین مشرف شوند باعث می‌شود که همه شیعیان با آرامش و امنیت بیشتری بتوانند به زیارت بیایندسپس در مورد کتاب «ریاض العلماء» میرزا عبدالله افندی گفت: «ای کاش این کتاب ارزشمند پیدا شود و در اختیار اهل علم و دیگر مردم قرار گیرد. »
حرف‌هایش که به اینجا رسید، یک لحظه در فکر فرو رفتم که چگونه ممکن است فردی به یک‌باره در این سرداب تاریک ظاهر شود و نام مرا بداند و حتی چطور ممکن است که فردی بادیه نشین، میرزا عبدالله افندی و کتابش را بشناسد؟ و چطور توانست با یک نهیب، آن مرد قوی هیکل را آنگونه نقش بر زمین کند؟.
هنوز در این افکار غوطه‌ور بودم که ناگهان متوجه شدم از آن مرد مهربان خبری نیست. به خود آمدم و فریاد زدم: «ای وای، سرم در دامان آقا، مولا و مقتدایم حضرت حجت بن الحسن المهدی(عج) بوده و ساعاتی نیز با او حرف زده‌ام اما او را نشناخته‌ام. غم عالم بر دلم نشست، با دیده‌ای اشکبار، از سرداب به قصد زیارت حرم عسکریین خارج ‌شدم تا بلکه یار را در آن‌جا بجویم در حالی که هنوز مرد غول پیکر مهاجم عرب، بی‌هوش در کف سرداب افتاده بود.

کتاب «تشرفات مرعشیه» شامل چهار حکایت از تشرف آیت الله سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی خدمت امام زمان (عج) است که در ادامه، داستان تشرف ایشان در سرداب مقدس خدمت حضرت صاحب الزمان (عج) را به نقل از خود ایشان می‌خوانیم.

منبع: کتاب تشرفات مرعشیه، تألیف حسین صبوری

جهان نیوز

 




طبقه بندی: ولایت، ظهور، امر به معروف و نهی از منكر، بزرگان،

تاریخ : شنبه 15 مهر 1396 | 01:46 ق.ظ | نویسنده : علی مطیعی | نظرات

پاسخ: مرحوم شیخ عباس قمی در منتهی الامال می‏نویسد:

روایت شده که دعبل خزاعی وقتی که قصیده تائیّه خود را برای حضرت امام رضا (ع) سرود چون به این شعر رسید:

خروج امام لا محاله خارج یقوم علی اسم اللَّه بالبرکات

امام رضا (علیه السلام) چون نام قائم را شنید، برخاست و سر خود را به سوی زمین خم کرد، پس از آن کف دست راست خود را بر سر گذاشت و فرمود: «اللهم عجل فرجه و مخرجه و انصرنا به نصراً عزیزاً».

این عمل در عصر امام صادق علیه السلام نیز رایج بوده است خدمت آن حضرت عر ض شد: علت چیست که در موقع ذکر قایم باید قیام کرد؟ در جواب فرمود: صاحب الامر غیبتی دارد بسیار طولانی و از کثرت لطف و محبتی که به دوستانش دارد، هرکس وی را به لقب قائم که اشاره است به دولت او و اظهار تأثیری است از غربت او یاد کند، آن جناب هم نظر لطفی به او خواهد نمود. چون در این حال، مورد توجه امام واقع می شود سزاوار است از باب احترام به پا خیزد و تعجیل فرجش را از خدا بخواهد. پس این رفتار شیعیان، ریشه مذهبی دارد.

و همچنین باید گفت که دست بر سرگذاشتن هنگام بردن نام امام زمان -عج- و یا سلام بر آن حضرت نوعی احترام و تعظیم برای ایشان و نیز اعلام تسلیم بودن برای آن حضرت و آماده بودن برای خدمت به ایشان و پا در رکاب بودن ایشان است . آنچه به عنوان مستند برای بلند شدن هنگام ذكر نام حضرت نقل شده ، روایتی است از امام رضا(ع)كه: نام «قائم» نزد آن حضرت برده شد حضرت ایستادند و دست خود را بر بالای سر نهادند و فرمودند: اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه . (مستدرك سفینه 8/629)




طبقه بندی: ولایت، ظهور، امر به معروف و نهی از منكر، سیاسی و اجتماعی،

تاریخ : سه شنبه 12 آبان 1394 | 09:06 ق.ظ | نویسنده : علی مطیعی | نظرات

قال الامام ابو جعفر محمد بن علی الباقر علیه السلام :

اِصبِروا عَلی اداء الفَرائضِ، وَ صابِرو عَدُوُّكم ، وَ رابِطوا امامَكمُ المُنتَظَرِِ (2)

صبر كنید برگزاردن احكام شرع و شكیبایی ورزید در برابر دشمنتان و آماده و حاضر باشید برای امامتان كه در انتظار او هستید.




طبقه بندی: ولایت، احادیث، امر به معروف و نهی از منكر، سیاسی و اجتماعی، ظهور،

تاریخ : دوشنبه 30 شهریور 1394 | 07:36 ق.ظ | نویسنده : علی مطیعی | نظرات

در میان علماى مختلف اعصار كمتر عالمى به پایه جلالت قدر و عظمت مقامات معنوى قدوه عارفان صاحب نفس طاهره قدسیه جناب سید بن طاووس قدّس سرّه مى‌رسد كه در سنه ”664” از دنیا رفته‌اند.
راه و رابطه او با ولىّ زمان حضرت صاحب الامر «ارواحنا له الفداء» بسیار خصوصى و داراى اسرار بوده است.
محدّث نورى مى‌گوید:
از مواضعى از كتاب‌هاى ابن طاووس خصوصا كتاب كشف المحجّه ایشان ظاهر مى‌شود كه باب ملاقات وى با حضرت ولىّ عصر علیه السلام باز بوده...
سید مناجات سحرگاه امام زمان «ارواحنا فداه» را در سامرا شنید.
وى مى‌گوید: «شبى در سامرا در وقت سحر دعاى آن حضرت را شنیدم پس، از آن بزرگوار فرا گرفته و حفظ كردم كه آن حضرت كسانى از احیاء و اموات ذكر نموده و براى آنها دعا كرده و فرمود:
«و ابقهم یا و احیهم فى عزّنا ملكنا و سلطاننا و دولتنا»، (بار خدایا آنان را باقى بگذار و یا اینكه زنده گردان آنان را در عزت ما و ملك و سلطنت و دولت ما)، و این جریان در شب چهارشنبه سیزدهم ذى القعده سال ”638” بود. »
و بعضى در رابطه با این عبارت سیّد قدّس سرّه فرموده‌اند: معلوم مى‌شود كه حضرت حجت علیه السّلام در وقت سحر و در نماز شب چهل مۆمن را دعا كرده‌اند، بعد گفته‌اند: خدایا اینان را باقى بگذار یا زنده گردان براى دولت و ایام قدرت ما.
خوانندگان عزیز از اینكه سید مى‌فرماید كسانى از احیاء و اموات را ذكر فرمود و دعا كرد، استفاده مى‌شود كه آن عالم عارف نامدار، مدت مدیدى در آن حالت خلوص معنوى بوده و آهنگ روحبخش ولىّ زمان حجة بن الحسن «عجل اللّه تعالى فرجه»او را سرشار از صفا و معنویت ساخته بوده است.
» اى فرزندم محمّد! چون خبر ولادت تو در ایّام زیارت عاشورا در كربلاى معلّى به من رسید در نهم محرّم 643 به شكرانه این مسرّت و احسانى كه از خداوند به سبب ولادت تو به من مرحمت شده بود باكمال مذلّت و انكسار در پیشگاه حضرتش بر پاى خاسته و به امر خداوند، تو را بنده مولانا مهدى علیه السّلام و متعلق به او قرار دادم و مكرّر در حوادثى كه براى تو پیش آمد كرده به حضرتش پناهنده شده و به ذیل عنایتش متوسّل شدم و حضرتش را مكرّر در خواب دیدم و بر ما انعام فرموده و عهده‌دار برآوردن حوائج تو شده است كه وصف آن را نتوانم نمود»
روابط عمیق و مكرّر سید، با حضرت ولىّ عصر علیه السّلام
آن بزرگوار ضمن وصایایى كه به فرزند برومند خود دارد مى‌فرماید:
«
اى فرزندم محمّد! چون خبر ولادت تو در ایّام زیارت عاشورا در كربلاى معلّى به من رسید در نهم محرّم ”643” به شكرانه این مسرّت و احسانى كه از خداوند به سبب ولادت تو به من مرحمت شده بود باكمال مذلّت و انكسار در پیشگاه حضرتش بر پاى خاسته و به امر خداوند، تو را بنده مولانا مهدى علیه السّلام و متعلق به او قرار دادم و مكرّر در حوادثى كه براى تو پیش آمد كرده به حضرتش پناهنده شده و به ذیل عنایتش متوسّل شدم و حضرتش را مكرّر در خواب دیدم و بر ما انعام فرموده و عهده‌دار برآوردن حوائج تو شده است كه وصف آن را نتوانم نمود
سپس مى‌فرماید: «پس در موالات و دوستى و وفاء به حق آن حضرت و تعلّق خاطر و توجّه قلبى به حضرتش طورى بوده باش كه خدا و رسول و آن حضرت-امام زمان-و پدران بزرگوارش خواسته‌اند و حوائج و خواسته‌هاى آن حضرت را بر حوائج خود مقدّم بدار و در صدقه دادن ابتداء كن به صدقه براى آن حضرت پیش از آنكه براى خود و عزیزانت صدقه دهى و دعاى براى آن حضرت را بر دعاى خود مقدّم بدار... »
1- مستدرك الوسائل، ج 3، ص 469
2- مهج الدعوات، ص 29
3- كشف المحجة، ص 15

منبع: تسنیم




طبقه بندی: ولایت، ظهور، امر به معروف و نهی از منكر، سیاسی و اجتماعی،

تاریخ : شنبه 1 آذر 1393 | 11:51 ق.ظ | نویسنده : علی مطیعی | نظرات

گلچینی از بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در مورد حضرت ولی‌عصر ارواحنا له‌الفداه

متن بیانات





طبقه بندی: ولایت، ظهور، عکس،

تاریخ : شنبه 24 خرداد 1393 | 01:17 ب.ظ | نویسنده : علی مطیعی | نظرات

رهبر انقلاب در دیدار با اساتید، محققان، مسئولان و کارکنان مؤسسه‌ی دارالحدیث و پژوهشگاه قرآن و حدیث فرمودند: «انتظار فرج، انتظاری امیدبخش و نیروبخش است و روحیه‌ی انتظار یکی از بزرگترین دریچه‌های فرج برای جامعه‌ی اسلامی است.» انتظار فرج که یکی از موارد توصیه‌شده‌ی ائمه‌ی اطهار علیهم‌السلام به شیعیان است، در منظومه‌ی فکری شیعه جایگاه برجسته‌ای دارد. اما معنای این «انتظار» چیست و چگونه می‌توان «منتظر ظهور حضرت مهدی عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف» بود؟ بی‌شک هر تعریفی که از این دو مفهوم ارائه شود، وظایف و الزاماتی را نیز بر دوش منتظران واقعی خواهد گذاشت. در این یادداشت سعی شده است با استفاده از بیانات رهبر معظم انقلاب، به توضیح دو مفهوم «انتظار» و «منتظر»و همچنین «وظایف منتظران» پرداخته شود.

متن كامل را از اینجا دریافت و مطالعه بفرمایید.




طبقه بندی: ولایت، امر به معروف و نهی از منكر، بزرگان، سیاسی و اجتماعی، ظهور،

تاریخ : شنبه 24 خرداد 1393 | 08:01 ق.ظ | نویسنده : علی مطیعی | نظرات

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌
ایّام سالگرد ولادت مبارک پرفیض حضرت بقیّةالله (ارواحنافداه) و تبرّک ایّام ماه مبارک شعبان به این ولادت بزرگ و مبارک را تبریک عرض میکنیم. ان‌شاءالله خداوند متعال، شما را، ما را جزو پیروان این بزرگوار قرار بدهد، جزو شیعیان این بزرگوار به‌حساب بیاورد. و تشکّر میکنیم از جناب آقاى رى‌شهرى و همکاران عزیز و محترمشان به‌خاطر این هدیه‌ى ارزشمندى که به‌مناسبت این عید به جامعه‌ى اسلامى و جامعه‌ى علمى تحویل دادند؛ یعنى همین دانشنامه‌ى مهدویّت، (۲) با این خصوصیّاتى که ذکر کردند، که خصوصیّات مهمّى است. به نظرم دیروز یا پریروز کتاب را آوردند و من فرصت کردم توّرق مختصرى بکنم؛ به نظرم کتاب برجسته و جالبى آمد. حالا ان‌شاءالله وقت میگذاریم و کتاب را اوّل تا آخر، ان‌شاءالله مطالعه خواهم کرد. ولى کار، کار بسیار مهمّى است؛ کار بزرگى است. عمده این است که ذهن متوجّه یک نیاز و یک خلأ بشود و همّت براى پر کردن این خلأ و برآوردن این نیاز برانگیخته شود. این کارها شده - طبعاً هیچ کارى هم از ما انسانها بدون نقص و قصور نیست - مهم این نیست که آیا این کتاب کامل است، یا جامع است، یا نقصى دارد یا ندارد؛ مهم این است که این کتاب هست؛ نیاز به آن احساس شد و همّت براى تولید آن برانگیخته شد و بحمدالله متولّد شد و به عرصه‌ى وجود آمد. من صمیمانه از ایشان و همکاران محترمشان تشکّر میکنم .

متن کامل بیانات

صوت بیانات




طبقه بندی: ولایت، ظهور، سیاسی و اجتماعی، امر به معروف و نهی از منكر، صوت،

تاریخ : چهارشنبه 21 خرداد 1393 | 09:14 ب.ظ | نویسنده : علی مطیعی | نظرات
تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات